بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

553

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

درين مواضع صليه ديرتر ميسر گردد و اكثر مردمى را كه مفاصل افتد اول نقرس پديد آيد و اين علت بيشتر پيران و ناقهان و مردم ضيق و سوداوى را افتد علامات شناختن هر ماده و سوء المزاجى همون و ملمس و ضربان و گرانى و تمدد و خراج صاحب و ضرر يافتن از دواى موافق و راحت يافتن از دواى معتاد طبع و قوت و ضعف آن در اوقات روز و به ازو بقاروره و ابتدا و فصل و سحنه و سن آسان بود چنانچه مرارا تقدم بيان يافته و آنچه دلالت كند بر سر تركيب ماده آنست كه از گرم فقط و سرد فقط نفع نيابد و از گرمى و نقه نفع يابد و دفعته ديگر از سردى منتفع شود و كسانى را كه مزاج گرم بوده باشد و تدابير بارد و رطب چون خوردن ميوها بسيار واقع شده باشد اين ماده مركب بسيار بود كه مادهء اين علت فاسد شود همچو سده و علامت آن به آن باشد كه وجع يا حكه يا سوزش بود و از چيزهاى گرم و ملابست متضرر شود و از چيزهاى خنك راحت يابد و آنجا كه مادهء ريحى بود خفت محل و انتقال درد از محلى بران دال گردد و تقدم تناول و اطعمه و فواكه بادانگيز هم بر آن گواه باشد و آنجا كه اين ماده از حرارت و حدت بمرتبه باشد كه در استخوان دررود و آن را تباه كند و اين را اطبا ريح الشوكه گويند علاج آنجا كه مرض اندك در بعضى مفاصل بود و كهنه شده و عرض ابله فرنگ نباشد بقى كردن بسيار و مداومت خوردن بلادريات يا زرنيخات يا رس و ماليدن محللات كه در عرق النسا گفته شده به زودى اصلاح يابد و آنجا كه عرض ابله فرنگ و باد آن بود به همان نوع كه در محلش مبين‌ست علاج پذيرد و آنجا كه مرض قوى و نو بود اگر سبب سوء المزاج ساده باشد نخست تعديل بايد كردن بدستورى كه مرارا مذكور شده بعد از ان تسكين وجع و تحليل ماده نمودن و چون سوء المزاج بدن يا اعضاى رئيسه مقدمهء مرض باشد در تعديل آنها اول سعى بايد كردن بعد از ان بتدبير مادهء مرض پرداختن چنانچه مبين مىگردد و گاه بود كه در تعديل ساده حار آن باستفراغ اندك خون و صفرا محتاج شود و در تعديل بارد آن باستفراغ اندك بلغم و اگر سبب ماده باشد اول قطع آن باستفراغات مقرر و منع غلبهء ريختن آن بعضو بايد كردن و انگاه در تحليل باقى از محل كوشيدن و در هر تدبيرى چند چيز مرعى بايد داشتن امّا آنجا كه مادهء دم باشد چنان رعايت بايد كردن كه بعد دو سه روز فصد كنند